تنها تو

تمام راهها را بسوی جاده ی تنهایی می پویم

و در اضطراب گلبوته های جدایی ,

چشمانم را بسوی صداقت پروانه های شهر عشق , آذین می بندم .

به تو فکر می کنم که چگونه در گلزار وجودم , آشیان کردی

و بر تاروپود تنم حروف عشق را ترنم نمودی .

پس باورم کن که به وسعت دریا و به اندازه ی زیبایی چشمانت
هنوز در من شمعی روشن است .

و من...

در انتهای غروب , نگاهم را بسوی مشرق چشمانت دوخته ام

تا مگر بازتاب صداقتمان در دستان

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۰ساعت 14:17 توسط هستی| |

god is best shelfer

no body you cant find for sympatik jast

god in odik .god is a best friend jast trust god

خدا بهترین پناهگاه است . در زندگی هیچ کس را به جز خدا نمیتوانی

برای همدرد بودن پیدا کنی!

فقط به او اعتماد کن او بهترین دوست است.!!

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۰ساعت 11:56 توسط هستی| |

همیشه به من می گفت زندگی وحشتناک است ولی یادش رفته بود که به من می گفت تو زندگی من هستی روزی از روزها از او پرسیدم به چه اندازه مرا دوست داری گفت به اندازه خورشید در اسمان نگاهی به اسمان انداختم دیدم که هوا بارانی بود و خورشیدی در اسمان معلوم نبود شبی از شبها از او پرسیدم به چه اندازه مرا دوست داری گفت به اندازه ستاره های اسمان نگاهی به اسمان انداختم دیدم که هوا ابری بود وستاره ای در اسمان نبود خواستم برای از دست دادنش قطره ای اشک بریزم ولی حیف تمام اشکهایم را برای بدست اوردنش از دست داده بودم....

نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر ۱۳۹۰ساعت 17:24 توسط هستی| |

Design By : nightSelect.com