تنها تو

عشق آمد آتشی اندر دل دیوانه زد

با غم خود آشنا کرد با جهان بیگانه کرد

بیخبر بودم از اسرار درون خویشتن

اندرونم را جلا دادو تنم دیوانه کرد

صد هزاران تیر غم بر این دل بیچاره زد

سیل اشک من بدیدو خنده ای مستانه کرد

خون به جوشش آمدو از دیدگانم جای اشک

مرحمی بر درد من نگذاشت . زخمم تازه کرد

مانده بودم در شبی بسیار تاریک و سیاه

نور عشق بر دل تابیدو شروعی تازه کرد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۹ساعت 12:47 توسط هستی| |

اگه از عشق تو میشد قصه نوشت می نوشتم :

میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست تو هم راحت شد !

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در شنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۹ساعت 15:51 توسط هستی| |

Design By : nightSelect.com